نقطه سر خط

و من دربی نهایت جاده ی سکوت با تو سخن می گویم

و حرف های دلم را در میان سه نقطه پنهان می کنم و تو ....

می نویسم از برای تو

فاصله را به رخ می کشم

عشق را به تصویر چشمانت در می اورم و

از جدایی ها با تو می نالم

می نالم از فراغی که دوست داشتن معنا دارد اما ....

من اینجایم

تنهای تنها

شاید تنهاتر از همیشه

غم را که جای عروسک همبازی کودکیم شده به اغوش می گیرم

من غم را با تو به بازی می گیرم

اما بی تو

غم مرا به بازی می گیرد

امروز روز خوبیست

شاید دیروز

شاید فردا

هرروز با تو روز خوبیست

هر طلوع با تو معنا پذیر است و هر غروب

به معنای به انتظار نشستن روزدیگر با توست

و اما حال ....

حال که تبسم من برای با تو بودن نیست

بلکه شاد بودن توست پایان بده به این تلخی و بگو

نقطه سر خط

برای اغاز داستانی شیرین

نقطه سر خط