روزی بود که نگاهی بر چشمانی خیره شد انروز انقدرنگاهت کردم که شراب عشقم لبریز و مستیم بی فروکش

روزی تومرا نگاهی انداختی انروزتا به اخرین نای گرستم که مبادا رهایم کند ان سوی چشمان

اما امروز تودرراهی برای رسیدن به مقصدی دیگر ومن درحال .....