..........
روزی بود که نگاهی بر چشمانی خیره شد انروز انقدرنگاهت کردم که شراب عشقم لبریز و مستیم بی فروکش
روزی تومرا نگاهی انداختی انروزتا به اخرین نای گرستم که مبادا رهایم کند ان سوی چشمان
اما امروز تودرراهی برای رسیدن به مقصدی دیگر ومن درحال .....
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام دی ۱۳۸۹ ساعت 23:15 توسط تبسم
|
نه