فاصله
افتاد درمیان نگاه هایمان ان چیزی که نباید می افتاد
سوزاند اتش فاصله، عشق میان قلب تنهای و بی کس من و قلب .........تو
اری تو دیگر نیستی
نه در قلب من
بلکه در ثانیه های شاد من
در لبخندهایی که تنها برای یک نگاهت بود و دیگر پنهان نیستی در .......
تو خانه کرده ای در قطرات اشک و خیسی نگاه من
در لحظه های تلخ و بی کسی های من
خسته تراز هرزمان تورا در میان گودال عشق قلبم چال کردم تا برای همیشه محفوظ بمانی اما ....
توبرای همیشه رفتی
رفتی و پشت پا زدی به همه ی خاطرات
همه یاد گاری های نگاشته شده در قلبم
تو رفتی و ان یادگار را از قلبم دزدیدی
بی انکه باخود بیندیشی چاله ی عشق هیچ گاه پر نخواهد شد
اه از دست این فاصله ها

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۸۹ ساعت 19:0 توسط تبسم
|
نه