گفتند مجنون

به دل شیر فرهاد که عاشق شد و دل نکند

گفتند دیوانگی

به کار عشاقی که دل بسته اند و دل نمی کنند

گفتند فراموشی

به قلب خسته من که تازه به بودنش عادت کرده است

کدامشان مزه تلخ فراموشی ودوری را می چشند وقتی چیزی به پاکی عشق در قلبشان نیست

کدامیک از انها که تنهاازیادبردنش را به من تحمیل کرده اند راز ان چشم هاراکه مرااینگونه اواره ساخته می دانند؟

کدامیک ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کدامیک می دانند اگراو نباشد زندگی برای من حکم مرگ است

ان کسی که دم ازغرورمی زند پیش دنیایی که تمام دنیایم را به زیر پایش کشیدم

ان کسی که دم از سرنوشت می زند ونمی داند برایش به سرنوشت پشت پا زدم

ان کسی که فاصله رابه رخ چشمانم می کشد که سال هاست منتظر کم شدن فاصله هاست

ان کسی که دم از دوری می زند در حالی که از همان ابتدای دل بستن سرانجامم را دوری دانستم

کدامیک می دانند؟؟؟؟؟؟؟؟

همه می گویند تو واو سرنوشتی یکسان و باهم ندارید

چه بگویم که جوابی ندارم غیراز اینکه سرانجام تمام عشق ها همین است

می دانم

می دانم مرانمی خواهد و درتفکرش لحظه ای وجودم را نمی گنجاند

اما ......

اماباز دل کودک وساده ام با وجود او خوش است

اماباز دنیایم با لبخندش شاد می شود 

وباز بی او می میرم 

                               ودوستش دارم