تابستان بود...
امروز اخرین روز از تابستان سالیست که من احساسی جدید پیدا کردم
امروز اخرین روز از ایامیست که من .....
همه چیز به پایان رسید
روزهای دلتنگی و اشک ریختن
روز های بی قراری
روز های عاشق بودن
و روزهایی که حس تلخ فراموشی را کم و کم احساس کردم
اما حالا همه چیز به پایان رسیده است
حالا دیگری دورانی دیگری به روی من باز شده
دورانی که پشت پا می زند به تمام خاطره ها و دلتنگی ها
دیگر به هیچ چیز غیراز خود و خدای خود نمی اندیشم
به هیچ چیز
تمام تمام یاد و خاطر روزهای با او بودن
حالا تنها کسی که با من اشناست
و از یاد من نمی رود
خداست
همین وبس![]()
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 12:51 توسط تبسم
|
نه