از عشق اولامدوبه بودن بی عشق پایان پذیرفت

ع همچون عشقی که داشتم و زیرپا گذاشته شد

ذ همچون ذوب شدن دل سنگی همچون دل من

ا همچون اشک هرشب وهر روز و

دراخر همه

ب همچون باورازدست دادن تووازبرکردن شعردلتنگی

عذابم می دهد عشق تو عذابم می دهدعشقی که جایش درقلبم باید خالی شود عذابم می دهد اینهمه بی تفاوتی تو و عذابم می دهد اینکه خود رابه اب و اتش می زنم اما تو.....

اری عشق تو عذابم می دهد اما ...........