محبت های دنیا٬محبت میان زن ومرد٬عشق مادر به فرزند٬دوستی گرم پدرانه٬عشق های زود گذر جوانی که گاه به هوس آلوده اند...همه و همه در بی غش ترین حالت و پاکیزه ترین روی٬می خواهند کوچکی باشند از عشق عاشق ازلی به ساخته های دستان هنرمندش و محبت بندگانی که آتش این عشق در وجودشان می گیرد و هیچ نمی ماند جز او...

خداوندا...

مپسند که فریب نور آیینه را بخوریم و آفتاب را گم کنیم...

خدایا مخواه که به جای کوی تو ٬سر از بن بست هوس و خانه اجاره ای معشوق پوشالی درآوریم..

و به نام جوانی ٬آواره دیدار صورتک های رنگین ساخته عشق های قلابی شویم

خدایا مپسند که شیرینی مهر تو را با آبنباتی  عوض کنیم...

خدایا برای ما جر خودت چیزی مخواه...

و این جان را که خودت بخشیدی جز در راه عشق خودت مستان و شعله ور مساز...

خدایا خاکسترمان را به باد بده که همگان بدانند که جز تو چیزی نبود و نیست...

آمین