دنیای پاک عاشقی

روزی رسید که ارزو می کردم هیچ گاه چشمانم به وضوح نمی دیدش!

+ نوشته شده در یکشنبه سوم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 11:51 توسط تبسم  | 
نه
من اجازه بچگی دارم
من شادی ها و غم ها هستندکه شریک زندگی بی یارم می شوند
مرا برای ان زاده شدم ام که گاه پشت به افتاب بایستم و نورانی باشم
من اجازه ی عاشق شدن را دارم
من اجازه دارم که با زندگی بازی کنم
اجازه دارم بر پله های مرگ پا بگذارم و پا هایم بلغزد و دوباره خدا دستانم را بگیرد
دیگر از هر دوست و دوستاری خسته ام
بیخیال؛ دنیا
من یکی نباشم چه تفاوت دارد برای سینه های پردرد تو؟
..................
چقدر حرف ناگفته مانده
چقدر سادگی کردم و حالا باید جزای این سادگی هایم را بدهم
چقدر خواستم انسان باشم
و انسان نماها دلم را شکاندن
چقدر خواستم عاشق باشم و ....
نه
بروم و یادم بماند مانند همه ی انسان ها بهتراز این است که وقتی هستم در اتش بودنم بسوزم
راستی تویی که دلت برای لبخند هایم تنگ است
وعده یمان یادت نرود
ان دنیا ....
به انتظار تو
....................
  • خانه
  • پروفایل مدیر وبلاگ
  • پست الکترونیک
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
نوشته‌های پیشین
  • اسفند ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
آرشیو موضوعی
  • تولد
پیوندها
  • شمیم عشق
  • چشمان یک عبور
  • دنیای شادی ما
  • عارفانه ها و عاشقانه  ها
  • sweetgirl-74
  • بهار من
  • یک صفحه زندگی
  • نجوای عاشقانه
  • خداهم عاشق است
  • هرچه به ذهنم رسید
  • گرفتارغم
  • کـ لــ بــ ـه عـــ شــ ق
  • ارزوی پرواز
  • بغض تنهایی
  • ازسردلتنگی
  • الماس سیاه
  • تنهای تنها
  • ☺عــاشـــــــــقانـــــه هـا
  • تنهاترین تنهای شب
  • کودکی خدارا می دید
  • عشق تابی نهایت
  • خط فاصله
  • سایه
  • صدای پای سکوت
  • سکوت دل
  • جاده تنهایی
  • ازپایان تا مرگ
  • کلبه ام متروکه ای بیش نیست
  • *mahta*
  • تنهایی
  • دلم تنگ میشه برات
  • bring me to life
  • ȿƿƦǐƝǵ ǤǐſŁ Ǒƞ ȶĦέ ϦҿƉ
  • دست نوشته های نیلو نقاشیه
BLOGFA.COM